تبليغاتX
کهکشان سرخ ..:*:.. Redgalaxy
پرسه در خاکی غریب ، پرسه در بی انتهاست ، همگریزغربتم ، زادگاه من کجاست ؟؟؟
دلم !!!
دلم مي خواهد
به کودکيم برگردم
يه حضور مطلق خدا
در تنهاييم برگردم !!!

دلم مي خواهد
دلم مي خواهد
که زمان برگردد
يا که جهان برگردد !!!

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 6:46 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
زندگی !!!
 آه !!!
عجب مصيبتي ست زندگي
عجب مصيبتي !!!
+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 6:37 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
مواطب باش !!!
ابزار ابراز محبتت رو عوض کن

به پرو پای هیچ کس مپیچ

مواظب باش ،  هرز نشی !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 8:12 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
ارباب !!!
سلام ارباب !!!

لطفا" مرا دریاب !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 10:50 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
دیگری !!!
یکی، برای دیگری
با خدا هم قمار کرد !!!
دیگری،
به جای او، دیگری را اختیار کرد !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 0:10 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بـــ ــــ ـــــ ـــریده !!!
از نفس فتاده ،
بـ ـ ـ ـریده بود !!!
آری
از همه بـ ـ ـ ـریده بود !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 8:14 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تکرار کن !!!
باز کن
دفتر بیهودگی را  !!!
و  مرور کن
منشور بردگی را  !!!
چرا که گم کردیم
مشعل آزادی را
در پستوی روزی مبادا !!!

تکرار کن، بيهودگی را
تکرار کن
استیصال اسفناک بردگی را
تکرار کن !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 10:55 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بی تفاوتی !!!
با تفاوت گفتار و رفتارت
بر بی تفاوتیم بیــــــافزا !!!

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 3:48 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
... !!!

او چه بی شرم است

او که گرد نسیان

در هوای یادهامان پاشیدست

دستی پنهان !!!

عبای شبرنگ ظلمت را بر او پوشاندست

بچه گربه ام خوابیدست !!!

چشمان تبدارش

این وجدان های بیدار

آنچنان شبچراغی بر دار

تابیدست !!!

 

پ ن : از سر دلتنگی ِ گذشتگان ، شاید برای آرامگاه ک و ر و ش ک ب ی ر !!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 9:49 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
مزخرف !!!
عشق، یه واژهء مزخرفه !!!
اما
نه به اندازه خ د ا
که مزخرف ترين
واژهء تمام عمرمه !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 11:52 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
:-(
به حرف هایت
تنها، فکر میکنم !!!
... 
و به ناگفته هایت
بیشتر می اندیشم !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 10:37 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
زنده ؟؟؟
با اینکه اولین بار نیست ، شش ماه از خونه دورم
اما این بار مثل دفعه های قبل نیست
امسال از اول زمستون بی آنکه سرما خورده باشم
هیچ بو یا مزه ای رو احساس نمی کنم !!!
نمی دونم  ، من زنده ام هنوز  ؟!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 7:26 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تکه تکه !!!

 

--  مرزهايت چه دورند از خودت

    دستم به احساست نمي رسد

   نزديك تر بيا!

 

-- نگاه کن !!!

   من تکه تکه شده ام

   جغرافیای ممکنم را نگاه کن !!!

   نزدیک تر آمدنم، ناممکن شده است

   در هفت اقلیم تنم

   رخوتی سرد ساکن شده است

   نزدیک تر بیا

   نگاه کن !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 10:53 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تنهایی

چندی، چنگ در آغوش هم زدند

و مابقی را به غم ،

در تنهایی هم ، رقم زدند !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 10:40 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
قرار

لعنت به این قرار بد موقع !!!

 

قرار ندارم  !!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 4:35 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تشششنننهء !!!

بر ذائقهء تشنهء بی آبم

 

نقش هزار کوهسار شیرین نشسته ، فرهاد !!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 3:9 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
جنین عشق

با آن همه پیشگیری !!!

جنین عشق در دلش نطفه بست.

 

آن حرامزاده را سقط کرد

لوله هایش را بست.

 

و پس از آن

با هیچ کس ، آمیزش نکرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 3:28 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
خر !!!

خر نشو !!!

 

بذار سرم تو آخور خودم باشه .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 3:23 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بوسه داغ !!!

بوی نفسهایت !!!

چرا این همه سرد  ؟؟؟

 

بوسه ای داغ، دلم می خواد    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 12:48 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
قلم !!!

 

قلمم، چند قدم از خودم جلوتر ِ

این منو نگران میکنه !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 11:14 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
صدا
صدایت را شنیدم !!!
نـــــــــــه ، ناله ای بود
بر آمده از زیر خروارها پتو
تو چه دیر بیدار شدی امروز  !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 11:0 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
خر خوان عقده ای

روبرویش گفتند،" تو یک الاغ پیر !!!"

و جلوی جمع، " تو یک خر خوان عقده ای !!!"

و پشت سرش گفتند: " او یک اشغال است !!!"

و فرهنگ لغتش را دزدیدند !

روز بعد، بر تابلو نوشته شده بود، " جهان فرهنگ ندارد !!!"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 6:39 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
حرف حساب !!!
گفتی: پسرم،
یک قلب فقط،  می تپد برای تو
در سینه اگر می شنوی، صدای تو
ای ره توشه من، دعای تو، مادر
تنهاست، اینجا کنار من، خدای تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 8:9 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
کاش می دونستی !!!
کاش می دونستی
کاش می دونستی، رگ روحم رو زدی !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 11:19 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
طعنه !!!

دلبرکم !!!

تو که ماه و ستاره و خورشید را

همه گی با خویش داری !!!

 

طعنه از چه

به چراغ کوچک من درویش داری ؟؟؟  

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 4:14 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
شکسته آینه !!!
شکستم
چونان برگی پاییزی
به زیر پای عابری پیاده  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 8:43 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
کولی تر از باد !!!

رمقی نداشت

پاهایش سست و دلش سرد بود .

 

کتاب زندگیش

تفسیری ناشیانه از درد بود.

 

دست هایی بیرون از آستین ،

پنهان ،

باورش را آلودند.

 

چرک کینه هایشان را

وعدهء روزانه اش کردند.

 

رمقی نداشت

پاهایش سست و دلش سرد بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 11:40 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
منو ببخش که این روزا هیچ کس رو باور ندارم !!!
یه عزیزی گفت:
"هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده
حتي اگه کسي بهت دروغ گفت
بازم بهش فرصت بده !!! " 
باید خدمت این عزیز عرض کنم :
" من از دروغ گفتن یه دوست
دلخور نمی شم
بلکه تنها ، متاسف میشم !
نه برای اون
که برای خودم
چرا که دیگه نمی تونم باورش کنم !!! "
 

 
+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 11:29 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
دلتنگم !!!

دلتنگم

برا سادگی یه پسر !!!

که دیونه وار مهر می ورزه

و زیرکانه چشم به روی فریب کاری دیگران میبنده

دلتنگم

برای دلتنگی هاش

پرسه زند هاش تو کوچه پس کوچه ها

و مجنو ن وار روی  شن و ماسه های ساحلی شعر نوشتن هاش

غصه خوردن هاش

و اشک ریختن هاش

دلتنگم

برای کسی که مثه هیچ کس نیست

کسی که دست از تنهایی خدامانندش کشیده

و هم پای باد کولی پای مسافر شده

به دنبال بی سرانجامی آواره شده

کولی تر از باد....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:53 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بیخود !!!

بیخود !!!

نشسته پلکم ، زیر پای خواب

به التماس ، خواب را ناز میکند.

نیمه شب ،

نسیم بوی دست کسی ،

دریچه را باز میکند.

روحم از جسم جدا، پرواز میکند

و مرا برای همیشه ، بی نیاز میکند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 4:50 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
انصاف
تو با منی !!!
اما من ،
با تو نیستم !!!
و این منصفانه نیست .

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 8:56 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بین من و تو ، نقطه چین ، فاصله...

بین من و تو ، نقطه چین ، فاصله...

تو به دل سپردگی دلخوش کردی ،

اما من به سر سپردگی دل سپردم

تو اگه دست نا مهربون روزگار دلت رو شکوند ،

باز هم گذشت روزگار قلب خسته و مجروحت رو تیمار کرد.

من اما !!!

عقل و هوشم رو به باد سادگی دادم.

می بایست یه عمر دیونه وار،

عقل و هوش بر باد رفته ام رو جستجو کنم.

کولی تر از باد !!!...........
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 دی1385ساعت 8:44 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
فصل های عمر !!!
بهار کوتاه ترین فصل عمر من بود !!!

صبحی که تو رفتی ، من ماندم و ظهر تابستانی جهنمی !!!

و رجعتی سرخ و غریبانه ، در امتداد بلند غروب غمگنانهء پاییز همیشگی عمرم

و سر آخر ، برف زمستان و سیاهی شب .!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 دی1385ساعت 8:43 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بیهوده نوشته است !!!

در دفتر تقدیر من

اینگونه نوشته است :

" آنجا که ترا یار

همان گوشه بهشت است ! "

از او که گل این من خاکی بسرشته ست ، بپرسید !!!

بیهوده جهــــــــــان گشت ، نبود !!!

بیهوده ننوشته است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 1:2 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
مرا ببخش !!!
دلبرکم !!!

دزدانه از باغ باورت

گل ناباوری چیدم

مرا ببخش !!!

تو را با غریبه ها دیدم !؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 8:59 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بهانه

حرف های من ، بهانه نیست

 

حرف های تو ،... !!!

خودت بگو:

" بی تو بودنم ، برای با تو بودنم "

                            بهانه نیست ؟ ! !

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 10:20 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
فریاد
تو نیستی !!! 
نمی شنوی !!!
که قلب من،
چه بیهوده اسم تو را فریاد می زند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 9:9 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
انتظار
در دیاری که دست هیچکس را
یارای دیگردست نیست،
بیهوده، یک عمر را
به انتظار هیچکس نشسته ایم !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 4:38 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بی تو !

بی تو

از تو نوشتن

چه حکایت تلخیست !!! 

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 7:19 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
حماقت !

بی تو ، زیستن !

و در هوای تو گریستن

چه حماقت بزرگیست !!! 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 5:29 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تقدیر ما !

در بی حاشیه ترین سمت انزوا

در امتداد نزول آیه ها

میان ازدحام آن همه معجزه

حال با عصا یا بی عصا

مغلوب شعبده و تزویر شدیم

 

ما در آغاز

پیش از نزول آیه ها

یک بودیم

اما مشمول تک مادهء تقدیر شدیم

 

با آنکه قرار نبود

اما تقسیم

اما تکثیر شدیم

 

ما برای هیچ ،

برای پوچ

به دورترین سمت خدا تبعید

و در بدترین شکل ممکن

تصویر شدیم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 6:43 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
خواهم رفت !

خواهم رفت !

هر کجا باشد !

 

گو آنجا واژه ها

آشنا با گوش یا بیگانه !!! 

 

بهتر از این در میان آشنایان

سخت بیگانه !!!  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1385ساعت 6:47 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
بی میلی !!!
امروز هم

با بي ميلي

ميل باكسم رو باز كردم

و باز بي ميل بودنت

به ميل زدن براي من

آزار دهنده بود

اما

اما در هر صورت

 دير يا زود

خوب يا بد

آسان يا سخت

 

من رو

با بي ميلي

به بي ميلي هايت عادت خواهي داد !؟؟؟

 

به گمانم

اين خوب است

حداقل براي تو !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 11:50 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
تنهایی
من تو رو خیلی دوست  دارم !

چون ارزشش رو داری

من خدا رو هم دوست   دارم !

چون یه جورایی دوست داشتنیه

اما 

اما نمی دونم چرا

تنهایی رو

بیشتر و بیشتر از هرچیزی دیگه ای تو دنیا

                                               دوست دارم !!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 9:4 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
الفبای سکوت !
چون خوب میدانست
همیشه،
حرفی برای گفتنمان هست
زود الفبای سکوت را آموخت !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 7:55 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
یادت هست ؟؟؟

یادت هست !

که گفتی :

" بگذار برابرت آیینه را

آن گونه که من

هر آیینه تو را تکرار میکنم "

گذاشتم و دیدم

تو را

از پس هر پلکم

تفسیر میکنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 9:47 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
کوچه های بی روزن

عابر کوچه های بی روزن

کور مال دستی

بر دیوار شب

می سایید و می پرسید :

 

 " تا در صبح

چند قدم

راه است ؟؟؟ " 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 8:13 PM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
دیر یا زود !!!

دیر یا زود
دلخسته
از زندگی
بیزار می شوی
...
به درد دل من دچار
تو هم
بیمار می شوی
....
ثانیه ها را
چو عقربه دنبال می کنی
روزها را هفته
هفته ها را ماه
ماه ها را سال می کنی
.....
اسیر توهمی محض
در هالهء وهم آلود یاس
دستمال گذشته یا حال
بی آینده
پامال می شوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 10:30 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) | 
رابطه های پوشالی

رابطه های پوشالی

پیوسته آزارم میدهد

تابع قسمت من

در تنهای

تعریف شده است ،  انگار !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 8:35 AM  توسط Jupiter ( کولی تر از باد ! ) |